مرضیهمرضیه، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره

عطر بهشت

روزهای اول در خانه

به نام خدایی که موجود به این کوچولویی رو خلق کرد و محبتش رو تو دل مادر و پدر جا داد اخ که چه کیفی داره تو تو بغلمی عزیزم . احساس می کنم خیلی مسئولیت سنگینی در قبال تو که یک فرشته هستی دارم خدا بهم کمک کنه . امروز ده روزه که تو به زندگی ما رنگ و بوی تازه ای دادی . وقتی تورو به خونه اوردیم همه به کمکمون اومدن و تنهامون نگذاشتن بیشتر از همه مامان جون که عین این ده روز رو پیش ما بود و خیلی زحمت کشید و گاهی انقدر دلم واسش می سوخت که گریم می گرفت . بعدش هم خاله سیمین که دیگه مثل همیشه سنگ تموم گذاشت . دیشب شب اول محرم بود و هیئت های خونه مامان جون شروع شده . امشب هم مامان جون دیگه رفت خونه . البته گفته صبح ها میاد تا وقتی احمد آقا ب...
28 آبان 1391

روز میلادت مبارک

سلام به روی ماهت عزیزم بالاخره روزهای انتظار تموم شد و چشم ما به جمال زیبای شما روشن شد . خدایا انتظار من برای اومدن عزیز دلم خیلی زیاد بود . اما شرمنده که منتظر واقعی امام زمان (عج) نیستیم . ولی تو کرمی کن و چشم مارو به جمال نورانی آن حضرت هم روشن کن . من که به خاطر حدیث گرانبهای حضرت صادق (ع) منتظر بودم تا موقع به دنیا اومدنت بشه و طبیعی زایمان کنم ولی خدا نخواست و من فشارم خیلی رفت بالا و دکتر گفت خطرناکه . من هم یه شب که خیلی حالم به خاطر فشار بالا بد شده بود سریع خودمونو به بیمارستان رسوندیم خانم دکتر هم اومد تا شما رو به دنیا بیاره . روز بسیار رویایی بود واقعا بهم خوش گذشت . وقتی به اتاق عمل می رفتم انقدر شوق دیدار ت...
26 آبان 1391

سیسمونی و اتاق قشنگت مبارک

سلام دردونه مامان بالاخره تمام کارهای سیسمونی انجام شد و اتاق شما آماده برای به دنیا اومدنت . از وقتی اتاقت رو چیندیم برای اومدنت بیتاب تر شدیم . چون خونه مامان جون در حال استراحت تشریف دارم  زیاد نمی تونم اتاقت رو ببینم . معمولا با بابا احمد عزیز آخر هفته ها به خونه میومدم و دوباره همه وسایل هاتو نگاه می کردم . بابای مهربونت هم انقدر شور و شوق داره که اونم منو همراهی می کن و به . یه مامان و بابای منتظر اینم عکس های سیسمونی   بی صبرانه منتظرم تو اتاقت ببینمت عزیزم ...
14 آبان 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عطر بهشت می باشد